السيد الطباطبائي
463
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
2 - اگر مى گفت قرآن مخلوق است معنى ديگرى به ذهن ها مى آمد كه عبارت است از سخن كفّار : « ان هذا الّا اختلاق « 1 » » : نيست اين قرآن مگر يك چيز ساختگى . چنان كه صدوق ( رحمه الله ) نيز به آن اشاره كرده است . توضيح : هر دو بزرگوار كلمه « مخلوق » را در اين حديث به معنى « ساختگى » گرفته اند . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : بل حق اين است كه گفته شود : كلام همان لفظ است اما نه با ماهيت صوت بودنش بل با ماهيتى كه بر معنى دلالت مىكند . يعنى كلام عبارت است از معنائى كه به آن دلالت مىشود به وسيله چيزى كه مرتبط با صوت است ، صوت كه كيف مسموع است . و اين معنى اعتبارى است كه « جعل » بر آن متعلّق نمى شود . و اين غير از حدوث است . و براى شرح تفصيلى اين بحث محل ديگرى لازم است . توضيح : مى فرمايد : 1 - شيئ دو نوع است : شيئى كه وجود حقيقى دارد . و شيئى كه وجود حقيقى ندارد و اعتبارى است . 2 - هر دو نوع ( غير از خدا ) مُحدَث و پديده هستند . اما : 3 - شيئ حقيقى با « جعل » پديد شده و به وجود مى آيد . 4 - شيئ اعتبارى با اعتبار و قرار داد مردمى و اجتماعى ، به وجود مى آيد . 5 - نبايد گمان كنيم : الفاظ كه صوت هاى طبيعى هستند و چون وجود طبيعى حقيقى دارند خود به خود بر معانى دلالت مى كنند . درست است صوت يك « كيف » طبيعى است اما اصوات بر اساس قراردادها به معانى دلالت مى كنند ، نه با وجود طبيعى و حقيقى شان . پس كلام يك شيئ طبيعى نيست كه خلق شده باشد . مُحدَث و پديده است زيرا پيش از قرارداد ، وجود نداشت . اما غير مخلوق است .
--> ( 1 ) - سوره نحل ، آيه 7 .